متن زیر را حمیدخان بی تقصیر در وبلاگ کاشمر شناخت نگاشته درباره نشریه البرز خرم. کپی پیست کردم با یک توضیح البرز خرم در زنجان کار و چاپ می شود نه در خرمدره البته خاستگاه این نشریه خرمدره است.
دیروز چند تماس تلفنی با دیار خمسه داشتم.به گمانم یه بیست دقیقه ای شد. در تکلم با رامین سلطانی بحث البرز خرم به میان آمد .از کاشمر تا زنجان به گمانم بالغ بر 1200 کیلومتر فاصله باشد.نوشتار ذیل را به سخت کوشان مطبوعاتی آن دیار به خصوص به برو بچ البرز خرم و رامین خان تقدیم می نمابیم. بابت عدم ویرایش متن و تندی نهفته در آن عذرخواهم.
سلام . مشغول مطالعه هفته نامه البرز خرم هستم. این نشریه وزین را ، دوست دوران دانشجویم جناب رامین خان گل و بلبل برایم می فرستد. این کار او یعنی آن که بعد از 14 سال هنوزدل در دیار خمسه دارم. سال 72 آخرین حضورم در کسوت دانشجو در آن خطه بود. بر دوستان البرز خرم عرض سلام میکنم.
از سر ارادت به اصحاب قلم آن خطه مطبوعات پرور! شماره 23 مورخه چهارشنبه 30/1/85 (دور جدید سال اول ) را ورق می زنم. نشریه ای اقتصادی ، فرهنگی و ورزشی استان زنجان.
نوع کاغذ چنگی به دل نمی زند. این از ویژه گی های نشریات محلی است. چهار آگهی کت و کلفت دولتی همان اول بر سرت آوار می شوند. آگهی ها فضای صفحه اول و آخر را تصرف نموده اند.لگوی نشریه زیباست و ساده و بی ریا. داد می زند که می توان از خرمدره هم نشریه استانی راه انداخت.
شمایل قدیس وار مرحوم طالقانی تو را به لبخندی دعوت می کند.خاطرات آن مرحوم در دیار زنگان و آن هم برای اولین بار. این برای یک نشریه محلی افتخاری بزرگ است. تاسف می خورم که چرا این نشریه بر روی اینترنت سامانه و وبگاهی ندارد. اگر می داشت مطمئن بودم که این خاطرات بازتاب خاصی در کشور و نزد ایرانیان پراکنده در دنیا می داشت.پس یک پیشنهاد ؛ دوستان سامانه ای اینترنتی برای نشریه تان به ثبت برسانید و یا آن که وبلاگی از خود ساطع بنماید. با همین نگاه اینترنتی به صفحات دیگر می نگرم. تمثال مبارک نویسندگان نشریه را می بینم. هیچکدام نام و نشانی از خود بر روی اینترنت ذکر نکرده اند.با دیدن مقاله ورود به دهکده جهانی در صفحه 5 بیشتر تعجب می کنم.فکس و تلفن و نشانی هست ولی از پست الکترونیکی خبری نیست.
صفحه آرایی نشریه تا حرفه ای شدن یک یا علی دیگر کار دارد. توجه بفرمایید از عکس مرحوم طالقانی دو بار استفاده شده است هردو هم در یک قد و قواره و فقط با دستکاری در رنگ. می شد چهره این بزرگوار را طراحی نمود. عکسی دیگر را مورد استفاده قرار داد. با چیدمان مطالب هم چندان موافق نیستم. نمی دانم تیراژتان چقدر است ولی یحتمل خوانندگان ثابتی دارید. آیا از آنان تا کنون به صورت آکادمیک نظر سنجی کرده اید؟ به قول یکی از دوستان روزنامه شرق یک هفته بعد از خرید به آشپزخانه می رود تا بر رویش سبزی پاک شود و یا آن که باهاش شیشه پاک شود. حالا یک هفته نامه محلی طی چند دقیقه یا ساعت و یا روز فاصله آغوش خواننده را تا آشپزخانه طی می نماید؟ این فاصله هر چه طولانی تر باشد گواه موفقیت شما در مخاطب شناسی است. البته نوع آگهی هایتان مبیین پذیرفته شدن شما از سوی ارگان ها و سازمان هاست . این مهم در 23 شماره بسیار عالی است.
ستون اخبار را کم رنگ دیدم. مگر در شهرستان ها و بخش ها خبرنگار ندارید؟ خبر های گفت و گفت را به کناری بگذارید. تولید خبر بنمایید.در صفحه اول به جز مطلب جناب الماسی و یحتمل مصاحبه با سرپرست روزنامه ایران در زنجان الباقی خبر ها اخذ شده از این جا و آن جا ست.خدا پدر ایسنا را بیامرزد.چرا مطالبی که ذکر شد فاقد سوتیتر است. حداقل مطلب جناب الماسی باید چند سوتیتر داغ می داشت.
چرا مطلب گزارشی از موزه شهدا در صفحه یک و سه تکرار شده است (البته بخش اعضم آن). گویا برنامه دارید کهدر ستون یک هفته با مطبوعات از تمام نشریات زنجان و کشور و دنیا بنویسید که ننوشتید.
چند پیشنهاد:
1- نویسندگان ثابت نشریه ستون های اختصاصی داشته باشند که گویا دارند. ولی به نظرم باید این ستون ها نام و عنوان خاصی داشته باشد.
2- عنصر سرگرمی را در نشریه ندیدم. جدولی ، کاریکاتوری و یا لطیفه ای و بیان مباحث مردم شناسی خالی از لطف نیست.
3- با ناشران و اصحاب صنعت مذاکره فرمایید و مسابقاتی فرهنگی راه بیاندازید. هم فال است و هم قال و مقال. ناشران و تولیدکنندگان به تبلیغ مورد نظرشان می رسندو شما هم هم.
4- اقشار مختلف مردم در کجای نشریه قرار دارند؟ مشاهیر دیارتان کجایند؟ آیا تولید عکس هم دارید؟ چرا میزگرد نمی گذارید؟ راستی انتخابات شورا هم در پیش است. کاغذ بخرید. نون در تبلیغات است. البته اعتراف می کنم که من فقط این شماره را سلاخی نموده ام.الان که می نگارم یحتمل باید شماره های 24 و 25 هم منتشر شده اند.
خب نیمه های شب است و آخرای نوار شجریان بزرگ.دوستان جسارتم را ببخشاید.. صد درود و بدرود