ثروت برتر از علم است

میزان دارایی و ثروت افراد و شخصیت های مشهور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی جهان از جمله مواردی ست که اطلاع تز ان جزو علاقمندی های عموم مردم جهان به شمار می رود. خلق الله دوست دارند بدانند افراد مشهور لولهنگشان چقدر آب بر می دارد و مال و ثروت چشمگیر اینگونه افراد از چه طریقی به دست آمده است. اطلاع از این موارد موجب می شود هم عطش آگاهی از احوال شخصی پولدارها در مردم سیراب شود هم ملت احیانن از روش ها و استراتژی ها و ایده های این افراد برای کسب درآمد الگوبرداری کنند در جهت رسیدن به قله های موفقیت و پولدار شدن. طرف دیگر ماجرا شفافیتی ست که از این طریق در جامعه ایجاد می شود و به صورت حداقلی تلاش برای کسب درآمد سرشار و راه یافتن به فهرست پولدارها از طرق نامشروع را تا حدی مشکل و هزینه بردار می کند زیرا به هر حال دارایی های افراد در معرض رصد و حسابرسی رسانه ها و افکار عمومی قرار می دهد گرچه الزامی هم برای عاشقان سینه چاک مال و ثروت به دنبال نمی آورد که به هر طریق ممکن دنبال پولدار شدن نباشند و نروند.

شاید به همین دلایل است که معمولن همه ساله برخی نشریات اقدام به انتشار فهرست پولدارترین مردان و زنان جهان می کنند و مسیر به دست آمدن مال و ثروت های افسانه ای را نیز باز می گویند تا هر که خواهد از این دانسته ها پند گیرد و هر که خواهد ملال. از پرتو همین روشنگری هاست که ما می دانیم مثلن در فهرست صدنفره پولدارترین مردان جهان، سیاستمداران و فعالین اقتصادی حوزه اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار دارند که به لطف آزاد سازی اقتصادی و زد و بند های پشت پرده ای که در عرصه های انرژی و بانکداری کشورهای مستقل مشترک المنافع صورت گرفت، یک شبه میلیاردر شدند و پس از اقتصاد غالبن سر از کارزار سیاست و احیانن ورزش نیز در آوردند که نمونه های شناخته شده اینگونه افراد همانا رومن آبراموویچ و سلیمان کریم اف قابل ذکرند.

نیز از پرتو همین لیست ها و فهرست هاست که ناگهان پرده برمی افتد و عیان می شود رفیق حریری نخست وزیر ترور شده لبنان چنان ثروتی داشته که پس از مرگش، وارثان سه گانه اش ناگهان در فهرست پولمندهای جهان وارد شدند و این از برکت داشتن پدری مهربان و سیاستمدار و صدالبته اقتصادشناس است.

حالا شما فرض کنید یک روز در این مملکت زبانم زبانم لال یک شیر پاک خورده ای بخواهد فهرست افراد پولدار و میزان و نوع دارایی آنان را منتشر کند. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد و چه شگفتی هایی خلق می شود؟ من هیچ تصوری از چنین روزی ندارم.

تراژدی علم

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز               ورنه در محفل رندان خبری نیست که نیست

دیروز مجلس هشتم تراژدی علم و دانایی را در سرزمین گل و بلبل به نقطه اوج هیجان رسانید. از قرار بسیاری در خود مجلس هم خیلی دوست نداشتند در مورد مدرک تحصیلی جعلی و دکتراهای یک شبه حرف زده شود. تکلیف البته معلوم است، این همه آقای دکتر در مملکت داریم ولی تا حالا نشده یک نفر پاپیش بگذارد و بپرسد مثلن فلان عالیمقام رساله دکتری خود را با کدام استاد گذرانیده است؟ با چه وضعیتی امتحان جامع داده و اصولن با چه تمهیدی از مانع امتحان زبان خارجی که برای مقطع دکتری واجب و لازم است، گذشته؟ انچه واضح و مبرهن است اینکه مدرک دکتری برخی ها در این سرزمین هیچ و مانع و رادعی ندارد، دست بالا یک کاغذ پاره است که بهتر است به برخی حضرات اعطا شود تا بتوانند حقوق دکتری بگیرند و دکتر از دنیا بروند و موضوع انشای کودکان عوض شود که علم در هیچ وضعیتی به گرد پای ثروت هم نمی رسد.

وزیر علوم ادعا می کند کشور ما جزو ۱۰ کشور برتر تولید کننده علم در دنیاست ولی نمی گوید این علم در کدام یک از دانشگاه های این مملکت تولید می شود. در رده بندی دانشگاه های جهان، دانشگاه صنعتی شریف به عنوان گل سرسبد دانشگاه های کشور، در رتبه ۵۹۰ قرار دارد. با این رتبه تکلیف سایر دانشگاه ها البته معلوم است. لابد تولید علم برای جهان در همان دانشگاه هایی صورت می گیرد که هیات هی علمی شان یا امثال استاد دکتر کردان هستند که اصولن مدرک لیسانس نیز ندارد یا مثل دکتر داداشی که در روز روشن مقاله دانشمند استرالیایی را می دزدند و به نام خود چاپ می کنند. خنده دار است که از یک فارغ التحصیل مقطع فوق لیسانس در دانشگاه آزاد فلان شهر ۷۰هزار نفری انتظار تولید علم که سهل است روخوانی صحیح متون علمی همان رشته را داشته باشیم. اگر روز رستاخیزی در عرصه علم و دانش وجود داشته باشد، مشخص خواهد شد که بالای ۷۰ درصد مدارک علمی که در دست ملت شریف ایران است یا جعلی می باشد یا یک شبه و به طریق اجی مجی لاترجی حاصل شده یا نمایندگی دانشگاهی مثل هاوایی با توجه به دلسوزی و اهتمامش در راستای بالا بردن میزان تولید علم در ایران، آن را به تولید انبوه رسانیده یا به صورت از یک طریق غیر معقول و میان بر حاصل شده.

ما چه ملتی هستیم که دیپلمه های مان با مدرک جعلی دکتری، متخصص تربیت می کنند و وزیر علوم مان چنان از تولید علم برای جهان صحبت می کند انگار دارد در مورد تولید انبوه آفتابه پلاستیکی در یک طرح زودبازده نظر می دهد. تراژدی علم در ایران فعلن فقط یک چشمه رو کرده است و این البته در حال حاضر از نتایج شگفت انگیز سحر است تا خواهد زاییدن از این صبح.

تک عکس

عکاس خودم

قصار

۱- وقتی باران می بارد، ما چتر بر می داریم، یعنی به جنگ ابر و باد و باران نمی رویم.

۲- یکی از منابع جهل سوراخ کردن واژه هاست به قصد بیرون کشیدن حقایق.

۳- کسانی که وعده بهشت بر روی زمین می دهند، دیگران را رهسپار جهنم خواهند کرد( کارل رایموند پوپر).

و دیگر هیچ.

گزارش تصویری

عکاس خودم

 

 

 

 

 

 

 

 

میوه عروسی در روستای شیت ـ کبریت زیر موز مانده استعکاس خودم

 

 

 

 

 

 

 

 

بدون شرح

عکاس

 

 

 

 

 

 

 

 

احمد صادقی - هوشنگ جعفری و عباس بابایی در نمایشگاه کتاب

عکاس خودم

 

 

 

 

 

 

 

 

آن تک درخت خسته صحرای هستیم             بسپرده برگ و بال به طوفان زندگی

عکاس خودم

 

 

 

 

 

 

 

 

دکل ها بخشی از هویت جاده هستند.

غزالی

کتاب فضایل الانام مجموعه بخشی از نامه های فارسی امام محمد غزالی است به امرا و وزرا و سران حکومت سلجوقی در خراسان در ۱۰ سال آخر عمر وی. این مجموعه توسط یکی از بستگان امام غزالی و پس از درگذشت وی در سال ۵۰۵ هجری جمع آوری شده است. با اینکه استاد عبدالحسین زرین کوب امکان دخل و تصرف در این مکتوبات را بعید نمی داند ولی این مجموعه نامه های فارسی امام غزالی بسیار خواندنی و قابل توجه است. تقریبن در تمام نامه ها غزالی از یک اصل پیروی می کند و جابجا گوشزد می نماید که پس از فرار از مدرسه و اعتکاف در فلسطین سه عهد کرده اول اینکه به سلام هیچ امیر و سلطان و پادشاهی نرود، دوم آنکه از هیچ سلطانی هیچ مالی قبول نکند و سه دیگر آنکه مناظره نکند با فقها و خرده گیران. او هیچگاه از این سه اصل عدول نمی کند. آنچه به نظرم غزالی را شایسته احترام می کند روح آزادگی و استغنایی ست که در لابلای کلمات وی موج می زند. سیمای غزالی در نامه های فارسی خود بسیار متفاوت است از یک فقیه بلند آوازه. برخلاف نظر دکتر زرین کوب من صوفی بودن غزالی را قبول ندارم بلکه او را در خلال نامه هایش انسانی به شدت حساس، گوشه گیر ، منزوی و در عین حال مستغنی ارزیابی می کنم که به تمامی از کار دنیا و مدرسه فارغ شده و به مقوله دل پرداخته است. او در هیچ یک از مکتوبات خود برای امرا و وزرا از درتملق و ریا وارد نمی شود. نامه خود را به ساده ترین شکل ممکن با بسم الله ارحمن الرحیم آغاز می کند و به سرعت سراغ اصل موضوع می رود که غالبن تبشیر و انذار مخاطب است. در ضمن اگر نکته ای در خصوص مردم و حقوق آنان در نظر داشته باشد به راحتی و سادگی مطرح می کند و از مخاطب می خواهد در رعایت حال ملت بکوشد. غزالی هیچ ترسی از هیچ حاکم و امیری ندارد و بدون پرده پوشی و عریان حرف می زند.

نثر غزالی در اوج سلاست و زیبایی ست و این غریب است از امامی که عمری با زبان عربی به زبان اهل مدرسه سخن گفته و موعظه کرده است.

خواندن این مجموعه را که به تصحیح مرحوم عباس اقبال آشتیانی فراهم شده و در سال ۱۳۶۳ به حلیه طبع آراسته گردیده به همه ملت توصیه می نمایم.

بارسلون

فعلن بارسلون داره پنج تا پنج تا می زنه و ما سر کیف هستیم.