قلم اندازهای زنجان شناسی

1-  کوللّو           Kollu

در ترکی قدیمی کول به معنای شاخه است و دست که در ترکی جدید به مفهوم بوته و درختچه تغییر معنا داده. ما امروزه از واژه قول göl به معنای بازو استفاده می کنیم ولی در گویش ترکان ترکیه همان کول Kul به مفهوم بازو به کار میرود.

کوللّو Kollu نام روستایی است در محال قشلاقات ایل شاهسون دویرون بر ساحل شمالی رود قزل اوزن که در این ناحیه از شرق به غرب جاری است بر خلاف محال و منطقه طارم که مسیر جریان آن از غرب به شرق می باشد. در جاده­ی زنجان به دندی مرکز بخش محال باستانی انگوران، قبل از پل روستای ابراهیم آباد بر روی رود قزل اوزن، چهار راهی وجود دارد که از دست راست به سمت ماه نشان می رود و از دست چپ به موازات رود به چند روستای کوچک منتهی است. کوللو نخستین روستای این مسیر می باشد. در اطراف روستا و سراسر این مسیر بیشتر از چند درخت سقز و بید به چشم نمی خورد. آب منطقه شور است به نحوی که هر درختی را پس از 5 سال خشک می کند و می میراند. وجه تسمیه­ی روستا مربوط به همان واژه کول است به مفهوم بوته و درختچه و کوللو یعنی زمین پر از بوته و درختچه.

این روستا اکنون وجود خارجی ندارد و پس از کوچ اجباری سکنه در حدود سال های 55 و 56، عبور زمان بقایا و اطلال خشت و گلی بناهای روستا را از بین برده است. می گویند دلیل کوچ اجباری اهالی این بود که یک روز صبح گله بزرگ احشام متعلق به محمدخان ذوالفقاری معروف به اعظام، توسط چوپانان مسلح و کرد به مزارع و داخل روستا هدایت شد. اهالی که چنین دیدند درون خانه های خود رفته و تا ظهر بار و بنه اغلب ساکنین بر پشت الاغ و استر از روستا خارج گردید. دو سه روز بعد روستا خالی از سکنه بود. ایل دویرون پس از سرکوب و تخته قاپو شدن ایلات و عشایر در دوره­ی رضا شاه، مثل بسیاری دیگر از ایلات و کوچ نشینان بزرگ و ایلخانی نداشت. شاهسون های کوللو نیز به دلیل نداشتن مهتر و بزرگتر و قدرت و نفوذ ترجیح دادند از روستا بروند تا این که مقابل اعظام و چوپان های مسلحش مقاومت نمایند.

از این روستا امروزه فقط گورستانی کهنه بر جای است. آثار و علائم گورها همه از بین رفته الا چند گور که دارای سنگ می باشند و نوشته هایی بر روی آن ها به چشم می خورد. مالک کنونی روستا که تقریبا تمام شش دانگ 96 شعیر مزارع و مراتع کوللّو را از کوچندگان خریده، می گوید سال ها قبل گورستان پر بود از سنگ قبرهای کهنه و چند صد ساله. عبارات سنگ های بر جای مانده نشان می دهد ساکنین کوللو همه از شاهسون های ایل دویرون عشیره قراقوشلو بوده اند.

نکته

بر آنچه می گذرد دل مبند که دجله بسی

بخواهد گذشت بعد از خلیفه در بغداد

توهین

توهین توهین توهین توهین

من به شنیدن توهین در رسانه ها عادت کرده ام. به قول چوپان وارسته حاشیه کویر این نیز بگذرد.

من به توهین هیچ جوابی ندارم. زبان سعدی در کام و ذوالفقار علی در نیام.