جستارهایی در تاریخ زنجان

کتاب جستارهایی در تاریخ زنجان بالاخره مجوز انتشار گرفت. اگر مشکل خاصی پیش نیاید در نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه خواهد شد.

نامه

داستان نویس و شاعر معاصر زنجانی

با سلام و احترام از آنجایی که شما نویسنده و شاعر محترم و مطرح جهانی را آدمی روشنفکر و خدمتگزار می دانم، ضمن تقدیر و تشکر از تحقیق و پژوهش حضرتعالی و یکی از دوستان در رابطه با شخص مورد اشاره، امیدوارم با سرکشی هرچه بیشتر به زندگی خصوصی افراد و وارد آوردن هرگونه تهمت و افترای ممکن اعم از جوانمردانه یا ناجوانمردانه به شخص مورد نظر و هر شخص دیگر، در راه خدمت رسانی هرچه بیشتر به مردم استان زنجان موفق و پیروز باشید. یقین بدانید با اینکار نام شما و یکی دیگر از دوستان در تاریخ ادبیات مدرن جهان جاودانی و ابدی شده و چند گام  به دریافت جایزه نوبل ادبی نزدیک خواهید شد که نهایت آرزو و امید آحاد مردم استان است. براستی اگر شعر و داستان خاصه از نوع مدرن و پست مدرن و غیره در راستای خدمت رسانی به مردم استان مورد استفاده قرار نگیرد، موضوعی پرت و بلامصرف بوده و به درد خواندن و مطالعه کردن در میان صفحات کتاب و مجله خواهد خورد. بسیار مایه سرور و خرسندی است که حضرتعالی و یکی از دوستان به ذات واقعی و اصیل ادبیات پی برده و به عین الیقین رسیده اید و در کمترین زمان ممکن روی کسانی چون سعدی و حافظ و بایزید بسطامی و ریموند کارور و پل استر و اورهان پاموک را کم کرده و عنقریب است که با افشای اطلاعات جمع آوری شده پیرامون شخص مورد اشاره، به حق الیقین نیز برسید که نهایت آرزوی عارفان و عاشقان دلسوخته می باشد.

دوستدار واقعی ادبیات و خدمت رسانی به مردم استان

 شخص مورد اشاره

بارسلونا

و گیتی بود و فوتبال بود و بارسلون بود و دیگر هیچ نبود...

یک صبح پاییزی در تهران

اشاره: در میان اوراق پراکنده مربوط به زمان تحصیل در دانشگاه به دو صفحه یادداشت برخورد کردم مربوط به یک روز صبح که از زنجان با اتوبوس به تهران رسیده بودم. یادداشت ها احتمالن مربوط به مهرماه سال 76 باشد. اینجا آوردم تا همه بدانند من چه مزخرفاتی می نوشتم و می نویسم.

میدان آزادی 4و45 دقیقه صبح:

غوغای مسافرین تازه رسیده از شهرستان های غرب کشور و فریاد رانندگان بدنبال مسافر. از همراهم جدا می شوم و آتشی.

میدان انقلاب 5 صبح:

خلوت و تاریک. خدا می داند تا دو ساعت بعد این میدان به چه شکل خواهد بود. پیاده به سمت پارک لاله.

پارک لاله 5 و 10 دقیقه:

نمایشگاه دوسالانه عکس ایران. با خود قراری می گذارم برای تماشا. فریاد ورزشکاران صبحگاهی از داخل پارک. داخل پارک بر روی یک صندلی. آتشی در میان انگشتان. شور و شوق ورزشکاران پیر و جوان. دختر و پسر البته تک و توک. فریاد ورزشکاران از درون پارک فضای تیره تهران را می شکافد و به گوش من می رسد. آتش خود را از مقابل دیدگان ورزشکاران پنهان می کنم. شرمساری؟

درون پارک 5 و 34 دقیقه:

شبحی خوابگرد در میان اشباح سرگردان. تهران خود را آماده پذیرایی از صبح می کند.

درون پارک – کنار آب نما 5 و 45 دقیقه:

تهران شولای صبح بر تن کرده و آماده می شود تا غوغا و هیاهوی هر روزه خود را از سر گیرد. هیاهو و غوغایی برای... نمی دانم. نشاط این ورزشکاران پیر و جوان مرا نیز سرزنده می کند...