دوم شخص خبرنگار
پاسیاد دوم شخص راوی، عبور از این گفتمان فراگیر فرهنگ ایرانی ست که راوی محترم، راوی غایب است، راوی مرده. یادواره های ایرانی، ویژه ختم یاد و از بین بردن خاطره هستند نه محملی برای امید حیات و افزایش نشاط راوی حاضر. برای دوم شخص راوی باید مجلس جشن گرفت همچون جشن تولد و بعد هم حکایت کیک و شمع و کلاه بوقی و باقی قضایا. جشن تولد را اما همسایه که یرپا نمی کند، من و او باید یاد بگیریم که دوم شخص راوی حضور حی و حاضر است هیچگاه زوال در نمی پذیرد. زیرا آن که می نویسد انگشت در چشم جهان می کند به قول بیهقی کبیر، زمان را و مکان را در می نوردد و بر سقف جهان حک می شود. کار ما به عنوان دوم شخص راوی در این جشن بزرگ احتمالی نشستن در کنار بادیه و دانستن قدر آب زلال است زیرا برای لذت بردن از شکوه بی پایان علفزار، نباید در چمن راه رفت و سیر چرید، می توان نشست چهار زانو به سمت غروب و چشم دوخت به سرخی افق که آرام آرام از کرانه سبز عبور می کند. ما امروز باید از زیبایی راوی دوم شخص، صرفن لذت ببریم، البته اگر بگذارند.