گرین کارت
بعضی اوقات روزنامه های تهران مطالبی را چنان با آب و تاب می نویسند و شرح می دهند که انسان از خنده روده بر می شود. تقصیری هم البته ندارند . بندگان خدا گمان می کنند کشف جدیدی کرده اند و باید آنرا به عالم و آدم اعلام نمایند. حکایت گروه شابانعلی که پس از ماجرای ترور سعید حجاریان و دستگیری احمد حکیمی پور در روزنامه رسالت چاپ می شد از آن دسته ماجراها بود. حالا این گروه شابانعلی چه کسانی بودند و اصلن این گروه وجود خارجی داشت یا نه مختصر اینکه در شهر ما به افراد تندرو مذهبی با تمایلات جاهلی و عشق لاتی شابانعلی می گویند. این تیپ افراد پاشنه کفش ها را می خوابانند ریش خود را اصلاح نمی کنند پیراهنشان همواره روی شلوار است کلاه نخی بر سر می کشند عمومن بچه های بامعرفت و مرامی هستند در عین حال از ادبیات لاتی و رفتار و حتا شیوه راه رفتن خاصی پیروی می کنند و اکثرن در نماز مغرب و عشای مسجد سید یا برخی مساجد دیگر حضور دارند.
ماجرای گرین کارت محمد نهاوندیان هم از این ماجراهاست. یکی به این روزنامه های دارای تمایلات اصلاح طلبانه بگوید باباجان محمد نهاوندیان فرزند حاج جعفر که هنوزاهنوز خانواده و فک و فامیل هایش در زنجان زندگی می کنند از سال ۱۳۶۵ هجری شمسی گرین کارت اقامت در آمریکا دارد. اینقدر تیتر نزنید و این جماعت را نترسانید!!!