روزنامه شرق و صفحه رسانه
شرق روزنامه خوبيست، مخصوصاً ضميمه روزهاي پنجشنبه كه تاكنون سه شمارهاش منتشر شده، حداقل چيزي كه ميتوان گفت اينكه آغازگر روش متفاوتي در روزنامهنگاري ايران است و تا حدودي فرار از سياسي نويسي به معناي مذموم كلمه. البته بگذريم كه محور اصلي اين رسانه نه خبر كه گزارش و تحليل و مصاحبه است. از صفحات متعدد شرق گمان ميكنم براي روزنامه نگاران و فعالين عرصه رسانه ، صفحه رسانه مهمترين است يا شايد من احساس ميكنم بايد باشد. اگر در جام جم صفحه رسانه اختصاص به معرفي برنامههاي راديو و تلويزيون داشت و مدتيست كه اين رويه تا حدي تعديل شده، صفحه رسانه شرق از ابتدا يك انتخاب هوشمندانه و درست بوده است. به اين دليل ساده كه به مسايل مبتلا به جامعه روزنامه نگاران و فعالين عرصه رسانه ميپرداخت. مصاحبهها، گزارشها، اخبار، تحليل و مقالات همه حول محور رسانههاي نوشتاري، ديداري و شنيداري بود. تك و توك مطالبي هم به موضوعات آي تي و مسايلي از اين نوع اختصاص داشت. در مجموع آنچه توليد، ترجمه يا دستچين ميشد طيف گستردهاي از مخاطبين را دربر ميگرفت به عنوان جامعه هدف.
البته از حق نبايد گذشت كه يكي از مهمترين مسايلي كه در اين صفحه و به گمان من به عمد ناديده گرفته شده و ميشود توجه به حوزه مطبوعات و رسانههاي محلي است اگرچه آنها وظيفهاي در قبال مطبوعات محلي بر عهده ندارند ولي عنوان صفحه ميگويد مطبوعات محلي هم جزو رسانهها هستند بيتوجهي به اين حوزه را به غرور كاذب و شديد اهالي شرق نسبت ميدهم. غروري كه موجب شد در نمايشگاه مطبوعات امسال گاه برخوردهاي بسيار زننده و ناشي از خودبزرگ بيني آنان صحنههاي بسيار زشتي به تصوير بكشد و بحث من با يكي دو نفر از تحريريهشان كه خيلي بهشان برخورد و انتظار نداشتند و غيره.
به هرحال اين صفحه چندوقتيست دچار افت فاحش و شديدي شده است. مطالب از شكل توليدي درآمده اند و در بسياري از موارد ترجمههاي بي هدف به خوانندگان حقنه ميشود آنهم ترجمههايي در خصوص بيل گيتس يا نرم افزار لينوكس و در مجموع مطالبي كه سنخيت زيادي با رسانهها و فعالين امروز حوزه رسانههاي ايران ندارد. قبول دارم كه روزنامه نگاري در جهان پوست انداخته و به سمت روزنامه نگاري الكترونيك و نرم افزاري پيش ميرود و روزنامه نگار امروزي بايد با پيشرفته ترين ابزار تكنولوژيكي ارتباطات امروز آشنا باشد و … ولي جايگاه اين مطالب در صفحه رسانه يك روزنامه عمومي نيست. انتظاري كه كه از صفحه رسانه ميرود پرداختن به وجوه كثيري از حوزه رسانههاست كه مورد غفلت است و طرح مسايل ومشكلات اين حوزه در عرصههاي محلي، ملي و بينالمللي. اما غرور و خودبزرگ بيني اهالي شرق مخصوصاً آن گروه 24 ساله هاي فارغ التحصيل دانشگاه علامه طباطبايي فعلاً درها را بر روي انديشههاي ديگر بسته است مگر اينكه قبول كنيم ديگران انديشه قابل طرحي نداشته باشند البته يادمان باشد غرور هم شاخ و دم ندارد.