ابوالفضل جان بيست و هفتمين سالروز تولدت را تبريك مي‌گويم. اگر يكي براي دنيايي، براي من همه دنيايي. دوستدار هميشگي‌ات N

احتمالاً هيچ عقل سالم بشري در اينكه متن بالا يك گفتار عاشقانه است شك و ترديدي ندارد. همچنين اينكه گفتار فوق يك گفتار معمولي بوده و مي توان متني به مراتب خفن تر از آن به محبوب يا محبوبه اظهار داشت نيز واضح است. البته ايرادي نيز نمي توان گرفت به عاشقان و معشوقان در اظهار لطف و علاقه خود به ديگري سهل است انسان لذت هم مي برد كه دو انسان عاشقانه يكديگر را دوست داشته باشند و به هم اظهار محبت نمايند. اين وسط مي ماند جا و مكان اينگونه مكالمات عاشقانه و دادن دل و ستاندن قلوه كه مي تواند جوف يك كارت تبريك باشد يا پشت يك عكس يا بر روي يك نامه عاشقانه يا هر جا و به هر طريق ديگري كه محبوب و محبوبه تمايل داشته باشند و البته خصوصي بودن قضيه نيز مورد لحاظ قرار گيرد.

حالا اگر شما تا اين لحظه يقين كرده‌ايد كه من دارم بيخود روده درازي مي كنم ناشي از ناشكيبايي و كم حوصلگي است چون من اين قطعه را از هيچيك از جاها و مواضعي كه شما به ذهنتان مي‌رسد دودره نكرده‌ام. راستش را بخواهيد كلي با خودم كلنجار رفتم تا اين قضيه را بروز ندهم و از كنار آن به سادگي يك لبخند بگذرم ولي ديدم نمي‌شود و تعهد روزنامه نگارانه و حرمت قايل بودن به تقدس عشق و غيره مانع مي‌شود. بله آنچه كه خوانديد يك آگهي است در صفحه اول يك نشريه در شهر ما كه همين روز شنبه به چاپ رسيد همراه با يك طرح گرافيكي از قلب و غيره. اين وسط مانده بود يك تير فرورفته در قلب موصوف با مقادير معتنابهي خون كه از نوك آن در حال چكيدن است. البته اين مساله شايد به من و امثال من هم ارتباط چنداني نداشته باشد و دو نفر اصلاً دوست داشته باشند وسط خيابان و در ملا عام اداي ويس و رامين را دربياورند ولي چرا يك نشريه كه با پشت سر نهادن 17 بهار بايد به بلوغ رسيده باشد حاضر مي‌شود پول بگيرد و اين آگهي را به چاپ برساند اندكي براي من جاي پرسش دارد. شايد هم نبايد داشته باشد مگر در نشريه خود ما آگهي و رپرتاژ چاپ نمي‌شود؟ چاپ مي شود ولي براي كم وكيف بيشتر آن بهتر به ايراداتي كه در همان نشريه به دنياي مطبوعات زنجان و ايران و جهان وارد مي شود مراجعه كنيد ستون چهار پاره.

عجايب كاري در مطبوعات زنجان فراوان است . مثلاً نشريه كاملاً اصولگراي شهرمان هفته قبل نوشت به لطف دوستان مشاركتي تلفنهاي آن هفته نامه قطع شده است. چون رييس مخابرات منطقه‌اي كه نشريه اصولگرا در آن قرار دارد از اعضاي حزب مشاركت و مجاهدين است ماجرا را جويا شديم و كاشف به عمل آمد آقايان مسلمان اصولگرا 6 ماه فيشهاي تلفن را پرداخت نكرده‌اند و رييس مخابرات منطقه عليرغم سپري شدن تمام موعد هاي پرداخت حاضر به انجام اقدامات معمول نبوده و با فشار يكي از اعضاي احتمالاً سابق تحريريه همان نشريه و بالاجبار تلفن مربوطه قطع شده. حالا اين چه ربطي به سياست دارد همان اصولگرايان مومن مي‌دانند.