صفحه يا نقطه طلايي يك نشريه كجاست؟

بيگمان بسياري از افراد صفحه اول را به عنوان صفحه طلايي يا نقطه طلايي مطبوعات معرفي مي كنند اين حكم البته در مورد بسياري از نشريات دنبا كه تفاوتهاي اساسي و ساختاري بين صفحات آن وجود ندارد صادق است ولي در مطبوعات ايران وضعيت متفاوت است. صفحات اول مطبوعات ايران به يك تيتر نسبتاً درشت همراه با عكس بزرگ و چند تيتر كوچك مزين هستند، در بسياري از نشريات نيز كمتر پيش مي آيد كه كل مطلب تيتر يك يا تيتر هاي ديگر در همان صفحه اول به صورت كامل بيايد( البته اخيراً در روزنامه اعتماد ملي مقدمه اي در باب تيتر يك مي آورند و بعد توضيحات مفصل را به صفحات داخلي ارجاع مي دهند ، اين تكنيك هم نافي بحث ما نيست) نيم صفحه پايين صفحه اول تقريبا درتمام نشريات ايراني به آگهي اختصاص دارد مگر اينكه آگهي موجود نباشد!. حالا شما فرض كنيد يك فقره روزنامه خريده و سوار تاكسي يا اتوبوس يا مترو شده ايد و در اين ميان هوس كرده‌ايد كه تا حد امكان از زمان استفاده كنبد و مقداري از مطالب را بخوانيد. با توج ه به مدت زمان انتظار در ترافيك شهر اين امر كاملا امكان پذير است ولي باز كردن صفحات دو لا روزنامه در داخل اتوبوس ، تاكسي و مترو عملا غير ممكن است . شما در يك چشم بر هم زدن صفحه اول را مي بلعيد ولي تاكسي هنوز يك چهار راه را عبور نكرده است. به نيم صفحه پايين رجوع مي كنيد و با رگهاي حيات اقتصادي نشريه مواجه مي شويد ولي دلتان هم نمي آيد زمان را كه به قدر طلا ارزش دارد مفت و مسلم از دست بدهيد. در اين حالت شما ناچار از پشت و رو كردن روزنامه هستيد. بسياري از روزنامه ها و تقريبا تمام نشريات محلي كه من ديده ام ارزش صفحه آخر را نمي دانند. حالا مي توان فهميد كه چرا صفحه 16 روزنامه اعتماد ملي از تمام صفحات آن بهتر و خواندني تر است و يا اينكه شرق مطالب جالب و خواندني و جذاب و غالبا فرهنگي خود را كه حجم معين و تعريف شده‌اي دارند در صفحه آخر قرار مي دهدو قبلا هم صفحه راهنماي شرق صفحه آخر بود. هم اينك نيز برنامه هاي فرهنگي و فيلمهاي روي پرده و برنامه تاترها و كنسرت‌ها و غيره در صفحه آخر شرق به چاپ مي‌رسند تا شما خواننده محترم بتوانيد داخل تاكسي ، اتوبوس و مترو هم روزنامه بخوانيد و ساعات مطالعه را در سطح كشور بالا ببريد.