برخلاف تلقی بسياری از مردم نشريات محلی همواره کارکردن در سخت تر از نشريات ملی است به دلايل متعدد. اول اينکه مطبوعات محلی به لحاظ اقتصادی بيشترين مشکل و معضل را دارند. دوم اينکه امتياز نشريه محلی معمولا به افرادی داده می شود که هيچ تخصصی در مطبوعات ندارند. به مساله مطبوعات محلي بعدها بيشتر خواهيم پرداخت.

لوگوهايي كه من از نشريات غير ايراني ديده‌ام تفاوتهاي زيادي با لوگوهاي ايراني دارند غير از لوگوهاي روزنامه هاي عربي كه علاوه بر عنوان نشريه معمولاً حاوي يك عنصر گرافيكي ـ تصويري نيز هستند. لوگوي مطبوعات چاپ تركيه معمولاً درشت و با خطوط رنگي است كه به نظر نامعمول و نامعقول مي رسد و مي‌تواند حكايت از اين داشته باشد كه ‌آنها هم احتمالاً بحران تيراژ و مخاطب دارند. در مقابل لوگوي روزنامه هاي فرانسوي ، انگليسي و امريكايي شباهت چنداني به لحاظ كاركرد با لوگوهايي كه گفتيم ندارد. اولا اين نوع از مطبوعات جهان بيشتر نشرياتي محلي هستند. مثلا چه تفاوتي از لحاظ محلي بودن وجود دارد بين مثلاً صداي زنجان با نيويورك تايمز؟ در آلمان كه تقريباً تمام نشريات و روزنامه هاي مطرح و كاردرست محلي هستند مثل فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ. با اين تفاوت كه اين روزنامه ها علاوه بر مطالب محلي اخبار سطح جهان را نيز پوشش مي‌دهند. بن برادلي خاطرات جالبي از شروع روزنامه نگاري خود در امريكا و بعد در روزنامه نيويورك تايمز دارد و ما مثلا مي‌خوانيم كه تفاوت چنداني وجود ندارد بين شروع به كار يك روزنامه نگار جوان در ايران و امريكا.  فقط در امريكا استعداد بيشتر نقش دارد و در ايران آشنا.

ثانيا اين نشريات عليرغم مدت زمان بسياري كه از نشرشان مي‌گذرد بسيار كم دچار تغيير و تحول گرافيكي شده اند.

ثالثا خوانندگان اين نشريات لوگو را مي خرند نه تيتر يك جنايي و اكشن را.