مبحث لوگو در روزنامه نگاري ايران از جمله مباحثي‌ست كه چندان مورد توجه نظريه پردازان و تئوريسين هاي عالم مطبوعات ايران قرار نگرفته. من هم البته متخصص تئوري مطبوعات نيستم و آنچه مي‌نويسم همه مبتني بر تجربه نه چندان زياد كار در مطبوعات محلي است.

 به هر صورت اگر از لوگوهاي سنتي روزنامه‌هايي مثل كيهان و اطلاعات و جمهوري اسلامي بگذريم و به مطبوعات پس از دوم خرداد بپردازيم حداقل با دو نوع گرايش در طراحي لوگوي روزنامه هاي سراسري مواجه هستيم. توجه جدي به لوگو از روزنامه جامعه شروع مي شود . آنچه بيش از همه در اين نوع لوگو مورد توجه مي‌تواند باشد توجه و استفاده از خط نستعليق به عنوان بخشي از فرهنگ ايراني و هنر بومي و اصيل اين سرزمين است. اين نوع لوگو مورد توجه تقريباً تمام روزنامه هاي بعدي قرار مي گيرد و بسياري از مطبوعات سعي مي‌ كنند به نوعي از خط نستعليق استفاده نمايند. در دو روزنامه اين قاعده شكسته مي‌شود ابتدا صبح امروز و بعد حيات نو و بعد از آن هم در دوران امروز كه لوگوي ويژه‌اي داشت. در اين دوره از رنگي غير از سياه به ندرت استفاده مي‌ شود و در ورت استفاده هم تنها يك رنگ مورد توجه است مثل همان مثال حيات نو. لوگو با استفاده از نستعليق سياه رنگ و زيبا مشخصه نشرياتي مي شود كه داعيه جدي و عبوس و سياسي و اجتماعي بودن دارند. دست بر قضا تمام اين سري از روزنامه ها توقيف شدند.

 دوره دوم و نوع دوم لوگو به گمانم از روزنامه اعتماد شروع مي شود و در شرق به اوج مي رسد گرچه بسياري معتقدند لوگوي شرق ايرادات بسياري دارد. در اين دوره روزنامه اي مثل سياست روز هم از لوگوي فانتزي استفاده مي كند. اين نوع لوگو صفحه اول روزنامه را از عبوسي و يك دستي و يكنواختي غير محسوس در مي‌آورد.