كار در شرايط بحران
تقديم به اندوه آيدين فرنگي
اشاره: يادداشت حاضر شب 17 مرداد امسال نوشته شد به سفارش مدير ايرناي شهرمان و صبح ارسال گرديد براي همان خبرگزاري و سرنوشت آن نميدانم چه شد. عليرغم منقضي شدن شأن تحرير هنوز چيزهايي دارد براي توجه. اميدوارم اين آخرين مطلب تاريخ گذشتهيي باشد كه در اينجا مينويسم.
دقت در نحوه كار و فعاليت خبرنگاران ايراني ـ به صورت اعم ـ آشكار ميكند تفاوتهاي بسيار زيادي بين خبرنگاران ايراني وجود دارد. خبرنگاران و روزنامهنگاران ايراني يك طبقه و جامعهاند ولي كدام عقل سليم است كه نتواند بدون چشم مسلح تفاوت بين خبرنگاران روزنامهها و خبرنگاران صدا و سيما را ببيند و شگفتزده نشود؟ گويي در اين ملك پرگهر تعدادي خبرنگار و روزنامهنگارند و تعدادي خبرنگارتر و روزنامهنگارتر. اين مساله مخصوصاً در بحث امنيت شغلي اهميت تام و تمام خود را نشان ميدهد. چهار سال از آغاز طوفان مهيب توقيف موقت ـ شما بخوانيد دائم ـ تعدادي از نشريات ميگذرد، در اين مدت حدود 130 نشريه به ورطه تعطيلي كشانده شدهاند و كثيري از شاغلان در اين نشريات بيكار شدهاند، عدم وجود امنيت شغلي باعث كنارهگيري بسياري، از كار و فعاليت در مطبوعات شده، تعدادي از خبرنگاران و روزنامه نگاران راهي ماوراء مرزها شده و تعدادي ديگر به اضطرار گردش چرخهاي زندگي رو به شغلهاي دوم در كنار مطبوعات آوردهاند. اينها همه واقعياتيست كه هيچكس نميتواند منكر آنها شود حالا بگذريم كه برخورد قضايي با مطبوعات نيز مزيد بر علت شده و ضريب امنيت كاري را به پايينترين حد خود تنزل داده است. از اين نكته نيز ميگذريم كه مراتب كار در روزنامهها و صدا و سيما و البته مطبوعات وابسته به آن سازمان چقدر با يكديگر تفاوت دارد و امكانات در اين دو گروه كاري مشابه غير قابل مقايسهاند. با اين اوصاف آيا انتظار ارتقاي كيفيت روزنامهنگاري ايران به حد استاندارد قابل قبول و جهاني و منطقهاي، انتظاري بيهوده نيست؟ آيا از اين ديدگاه نميتوان رفتار مخاطبان را در قبال مطبوعات به ارزيابي نشست و به اين پرسش مقدر فكر كرد كه چرا سه چهار ساليست تيراژ مطبوعات ايران به نحو چشمگيري تنزل نموده و خوانندگان توجه چنداني به تلاشهاي روزنامهنگاران نميكنند و از كنار حاصل كار آنان به سادگي و بيتوجه عبور مينمايند؟
در طرف مقابل خبرنگاران صدا و سيما و مطبوعات وابسته به آن در چنان شرايط كاري قرار ندارند، هراس از توقيف آزارشان نميدهد، سازمان پشت سر خبرنگاران و روزنامهنگاران و گزارشگران روزنامه و نيز صدا و سيما ايستاده است، از بركت بودجه چشمگير و آگهيهاي فراوان با كمبود امكانات لازم كار خبرنگاري و نگرفتن گاه چند ماهه مواجب مواجه نيستند، نياز به گرفتن كار دوم و سوم و يا فعاليت همزمان در دو نشريه يا سه نشريه ندارند و
…. با اين حساب آيا داوري يكسان بين اين دو گروه و مقايسه آنان با يكديگر در شرايط مساوي درست و منصفانه است؟ ريشه اين دوگانگي در چيست و تا چه زمان اينگونه تبعيض بين كساني كه در يك شغل فعاليت ميكنند وجود خواهد داشت؟ متولي زندگي و آينده روزنامه نگاران و خبرنگاراني كه بيرون از سازمان صدا و سيما و مطبوعات وابسته به آن كار ميكنند كيست و به كجا ميتوان مراجعه كرد براي طرح چند پرسش ساده؟در جشنواره مطبوعات سال گذشته، عملاً مراسم تبديل به قدرداني از خبرنگاران صدا و سيما شد. نميگويم از آنان تقدير نشود، ميگويم ما را با آنان مقايسه نكنيد، ما در شرايط بحران كار ميكنيم. همين.