بایرام و جهان مطالعات ترکی
1- تاریخ تورکولوژی و مطالعات تورکی در جهان، بیش از هر مقوله دیگر با مبحث زبانشناسی، دستور زبان و فقهاللغه زبان تورکی عجین است. در عالم شرق و تمدن اسلامی، سرآغاز و نقطه شروع آنچه امروزه تحت عنوان مطالعات تورکی شناخته میشود، با یک اعتبار، سالهای میانی سده پنجم هجری است که کتاب سترگ و مستطاب «دیوان لغات الترک» به دست محمود بن حسین بن محمد تألیف شد. این کتاب لغت، نخستین اثر مکتوب بر جای ماندهایست که پیرامون زبان تورکی به طور اخص و اقوام و قبایل تورک زبان و نواحی و مناطق تورکنشین در عالم قدیم به طور ضمنی و اجمالی پدید آمده است. در جهان غرب مسیحی نیز یک فرهنگ لغت لاتینی به تورکی، تألیف شده در سده چهاردهم میلادی در سرزمین ایتالیای کنونی، با اندکی تساهل و تسامح، نخستین تلاش سیستماتیک و جدی شناخت تورکان و زبان آنان در غرب مسیحی در شمار است. درباره این فرهنگ لغت که در مجامع علمی و آکادمیک با نام Codex Comanicus شهرت دارد، بعدها به تفصیل سخن خواهیم گفت. غرض از این مقدمه کوتاه تاکید بر اهمیت و تقدم تهیه و نگارش کتابهای لغت دو یا چند زبانه در تاریخ مطالعات تورکی و معرفی یک کتاب لغت تألیف شده در سده هشتم هجری است که گمان میرود پاک از منظر نگاه محققین و پژوهندگان تاریخ و فرهنگ زبان و ادبیات تورکی و فارسی مخفی مانده و در محاق فراموشی و نسیان گرفتار شده است. اثر مورد نظر کتابی است تحت عنوان «حلیهالانسان و حلبهاللسان» در شناخت، تبیین و آموزش معانی واژگان کثیرالاستعمال و متداول زبان عربی به سه زبان فارسی، تورکی و مغولی. نخستین بار پروفسور «بارون روزن» دانشمند شرقشناس و تورکشناس روس نظر «ملیورانسکی» یکی از دانشمندان مکتب شرق شناسی روسیه را به این کتاب جلب کرده و خود در کار دشوار استنساخ و تصحیح اثر کمکهای فراوانی به ملیورانسکی ارزانی داشت. ملیورانسکی بر مبنای پنج نسخه خطی موجود از این کتاب در کتابخانههای اروپا، اقدام به تصحیح بخشهای سه گانه کتاب و چاپ آنها به صورت جداگانه نمود به نحوی که بخش عربی- تورکی در سال 1900 و بخش عربی- مغولی در سال 1903 میلادی در شهر پطرزبورگ به چاپ رسیدند. ملیورانسکی بعدها بخش عربی- فارسی را نیز به صورت جداگانه تصحیح و چاپ نمود. ولی در مقدمهای که به زبان روسی بر بخش عربی- تورکی کتاب «حلیهالانسان و حلبهاللسان» نوشته، میگوید؛ در کار تصحیح و آمادهسازی بخشهای سهگانه کتاب از پنج نسخه خطی استفاده برده که 3 نسخه از این پنج نسخه در کتابخانه شرقی بودلیان واقع در شهر آکسفورد، یک نسخه در کتابخانه سلطنتی برلن و یک نسخه در کتابخانه ملی شهر پاریس نگهداری میشوند که غیر از یکی از نسخ سهگانه کتابخانه شرقی بودلیان که نسخهای کامل و مطلوب است، دیگر نسخ همه ناقص و نامنظم بوده ولی در فرآیند تصحیح متن بسیار مورد نیاز بودهاند.
متن کامل کتاب شامل بخشهای سهگانه فارسی، تورکی و مغولی نخستین بار به دست معلم «رفعت کیلیسلی» و به پیشنهاد و مساعدت وزارت معارف دولت عثمانی طی سالهای 1338– 1340 هـ.ق به چاپ رسید. وی در این راه یک نسخه کامل و مطلوب کتاب را که به صورت خطی در کتابخانه موزه همایون نگهداری میشد، به عنوان نسخه اصلی و اساس قرار داده و با استفاده از چاپ ملیورانسکی اثر به عنوان نسخه بدل، متن را تصحیح و تنقیه نمود. نسخه کتابخانه موزه همایون تورکیه تفاوتها و برتریهای قابل توجهی نسبت به نسخ پنجگانه ملیورانسکی داشت از جمله آن که هیچ یک از نسخ ملیورانسکی دارای نام و نشان مؤلف، زمان و مکان تألیف اثر، تاریخ نسخهبرداری و نام کاتب نبودند و ملیورانسکی نتوانست دریابد مؤلف کتاب چه کسی بوده. وی همانقدر اطلاع یافت که نسخه اصلی اثر احتمالاً در عصر ایلخانان ایران و احتمالاً در سرزمین آذربایجان پدید آمده و مؤلف عربزبان بوده است ولی نتوانست حتی نام واقعی کتاب را معلوم نماید و صرفاً به عبارت «ترجمان» برای هر یک از بخشهای سهگانه کتاب قناعت نمود. در مقابل در نسخه مورد استفاده رفعت کیلیسلی نام مؤلف «جمالالدین ابن مهنّا» و عنوان کتاب یعنی «حلیهالانسان و حلبهاللسان» به صراحت آمده است. رفعت کیلیسلی تلاش فراوانی نمود تا از هویت مؤلف رمززدایی نماید، ولی مراجعه به آثاری چون «الدررالکامنه فی اعیان المائه الثامنه، المنهلالصافی والمستوفی بعدالوافی، رحله ابن بطوطه، تاریخ عینی و حتی کتاب عظیم کشفالظنون حاجی خلیفه و ذیول آن به قلم اسماعیل پاشا بغدادی (ایضاح المکنون) نتیجهای دربر نداشت و کیلیسلی پس از بررسی کتاب کشفالظنون کاملاً ناامید گردید، چون به این نتیجه رسید وقتی کتابی به دست حاجی خلیفه نیفتاده باشد یا نام و نشان آن به گوش وی نرسیده باشد، دراین صورت امید به یافتن نام و نشان مؤلف، امیدی واهی خواهد بود ولی پس از پایان کار تصحیح متن، کیلیسلی از طریق علی امیری افندی دیار بکری دفتردار اسبق حلب باخبر شد که ابن مهنا علاوه بر کتاب «حلیهالانسان و حلبهاللسان» دارای کتابی است به نام «عمدهالطالب فی انساب آل ابی طالب» که تا تاریخ 1318 قمری دوبار در شهر بمبئی به چاپ رسیده بود. در یکی از صفحات این کتاب نام کامل مؤلف «احمدبن علی بن حسین بن علی بن مهنا بن عقبهالاصغر» ملقب به «جمال المله و الدین» قید گردیده. بدین ترتیب معلوم شد وی منتسب به سادات آل عقبه است که روزگاری از حجاز کوچیده و در عراق متوطن شدهاند. قول مشهور آن است که ابن مهنا در سال 828 قمری در کرمان از دنیا رفته است.
ابن مهنا کل اثر را به سه کتاب (قسم) جداگانه تقسیم کرده (القسم الاول فی اللغهالفارسیه، الثانی فیاللغهالترکیه، الثالث فیاللغهالمغولیه) و در هر قسم قبل از آوردن برابر نهادهای سهگانه واژگان، لغات و عبارات عربی، به شکل قابل قبول و علمی، گرامر و دستور زبانهای فارسی، تورکی و مغولی را بررسی کرده است. اگر چه مؤلف خود اصالتاً عرب و عربزبان بوده و زبان پایه و معیار در کتاب نیز عربی است، ولی عمق و گستره دانشاش پیرامون دستور زبانهای فارسی، تورکی و مغولی، صرف و نحو افعال و تصریف اسماء در این هر سه زبان و بیش از همه، نوع و نحوه تقسیمبندی، انتخاب و فصلبندی مطالب مربوط به دستور زبانها و مهمتر از همه گروهبندی واژگان و عبارات در یک قالب متجانس و کاربردی در هر سه زبان، علاوه بر نشان دادن مراتب والای علم و دانش زبانشناسی و تاریخ ادب مؤلف، مینماید که مؤلف احاطه نسبتاً قابل قبول و چشمگیری بر روش تطبیق و مطالعات انتقادی- مقایسهای و فرهنگ و ادبشناسی زبانهای سهگانه داشته و احتمالاً باید زمان قابل توجهی صرف یادگیری این زبانها و نیز تألیف کتاب نموده باشد. کتابی حاوی نوآوریهای بدیع در عرصه لغتشناسی و فرهنگنگاری که میتوانست در عصر خود اتفاقی بزرگ تلقی شود در عرصه فقه اللغه و فرهنگ نگاری. ترتیب چینش مطالب کتاب در هر سه زبان چنان است که شمایلی همچون کتابهای موسوم به «در سفر» امروزی را فرایاد میآورد. (همچون انگلیسی، روسی، اسپانیولی و ... در سفر که البته زبان و مبانی زبان به شکل سطحی را نیز آموزش نمیدهند و بیشتر تلاشی سطحی هستند برای بر طرف کردن حوائج بسیار ضروری یک تاجر یا توریست بیسواد ولی پولدار)
قسم دوم کتاب حلیهالانسان و حلبهاللسان اختصاص به زبان تورکی دارد. در این کتاب، مؤلف ابتدا کل مطالب مربوط به زبان تورکی را به دو گروه اصلی تقسیم میکند و هر گروه را نوع مینامد. نوع نخست در تمهید و تنبیه و تصریف اسامی و حالات مختلف صرف افعال در زبان تورکی و کیفیت پدید آمدن حروف و ادات؛ نوع دوم در آوردن و شناخت برابر نهادهای رایج و آسان واژگان زبان تورکی و عربی.
مؤلف در بخش نخست ابتدا به شکل آسانیاب و ساده حروف زبان تورکی را شرح داده سپس به ویژگیهای اساسی و منحصر بفرد ساخت واژگان و عبارات در زبان تورکی، شرح برخی قواعد دستوری و نحوی در ساختار جمله و واژه در زبان تورکی، حروف مد و لیّن در زبان تورکی و مقایسه آن با قواعد زبان عربی پرداخته و ضمن انجام یک مطالعه تطبیقی و مقایسهای با زبانهای عربی و فارسی با ذکر شاهد مثالهای زیاد، سرنوشت اسم و نحوه تصریف آن را شرح میدهد. مبحث اسم طی بیست فصل به ترتیب ذیل بررسی میشود: جمع، تصغیر، معنی ذو، نفی، نسب، اضافه، صفت، فاعل، مفعول به، مصدر، حال، ظرف زمان، ظرف مکان، ادات حرفیه، شرط، استفهام، تعجب، حروف تشبیه، حروف مبالغه و تفضیل، استثناء.
پس از مبحث اسم، مبحث اساسی فعل در زبان تورکی آغاز میشود. در باب نخست؛ فعل ماضی، نحوه ساخت و تصریف آن آمده و پس از آن برابر نهاد تورکی بیش از 570 فعل عربی در ابواب و صیغههای گوناگون ماضی بر اساس حروف معجم و میزان کاربرد آنها به دست داده میشود. فصول بعدی این باب به شرح زیر میباشند: فصل اول فصل مستقبل و مسایل مربوط بدان. فصل دوم مصدر، نحوه ساخت و کاربرد آن همراه با برخی مصادر مشتق از افعال ثلاثی اصلی، مصادر مشتق از افعال رباعی و نیز خماسی اصلی. فصل سوم افعال امر و نهی، نحوه ساخت و تصریف آنها. فصل چهارم افعال مجهول (فعلٌ ما لم یُسمُّ فاعله) و ابواب افعال و تفعیل. فصل پنجم متعدی ساختن افعال لازم و ابواب تفاعل و استفعال. فصل ششم افعال نهی و نفی و جحد.
در قسمت یا نوع دوم کتاب، مؤلف بر اساس یک تقسیمبندی کاربردی و ذوقی برابر نهادهای تورکی اسامی و واژگان و اصطلاحات رایج و متداول عربی را طی 24 باب به شرح زیر میآموزد:1- ذکر اسماء الله تعالی و هر آنچه بدانها مربوط است. 2- ذکر اسامی اعضای بدن و پیکر انسان. 3- روابط خویشاوندی سببی و نسبی. 4- طبقات و اصناف مردم و صفات آنان. 5- ذکر واژگان واجد معانی و مصادیق متضاد و پارادوکسیکال. 6- ذکر اعلام فاعل، آلات و ادوات (از قبیل صید، نجاری، آهنگری، خیاطی و ...7- بیماریها و داروها. 8- خوردنیها و آشامیدنیها. 9- پوشاک و البسه، تزئینات و رنگها. 10- لوازم منزل و آلات و ادوات زندگی. 11- دواب و مرکوبات (سوار شدنیها). 12- سلاح و تجهیزات جنگ و آلات حرب. 13- وحوش و درندگان. 14- پرندگان. 15- تفاوت و اختلاف صداها و اصوات. 16- جانداران. 17- جغرافیا و زمینشناسی. 18- معماری، ساختمان و بنا. 19- آبها و هر آنچه بدان مربوط است. 20- درختان و گیاهان. 21- آسمان و هر آنچه مربوط بدان است. 22- زمان. 23- حساب، اعداد و وزن. 24- ذکر اسامی و کلماتی که خارج از قواعد معمول و شناخته شده پدید آمدهاند.
این گزارش را با ذکر این نکته به پایان میبرم که ابن مهنا در متن اثر خود از چهار کتاب نام میبرد که به ضرورت، مطالب اندکی از هریک نقل مینماید. این کتب عبارتند از نادرالدهر علی لغه ملک العصر- کتابی که محمد بن قیس برای سلطان جلالالدین خوارزمشاه تألیف نموده. کتاب حلیالملک یا یحیی الملک و کتابی تحت عنوان تحفه الملک. ابن مهنا در شرح برخی قواعد دستوری در زبانهای عربی و تورکی از این کتب مواردی نقل مینماید بدون دادن هیچ گونه اطلاعات بیشتر پیرامون آنها.
نکته بسیار قابل توجه و شگفتانگیز اینکه تقریباً هیچ رد پایی از کتاب دیوان لغاتالترک در این اثر به چشم نمیخورد و گر چه کیلسیلی میگوید در تشخیص ضبط صحیح برخی واژگان از دیوان لغاتالترک بوده است. مساله این است که جمالالدین ابن مهنا کاملاً با کتاب دیوان لغاتالترک ناآشنا و غریبه میباشد و این نکته بسیار پرارزش و کلیدی به شمار میرود.