زن به روایت دوم شخص مجهول

خیابانی که معنا می کند/همه جاده های جهان را

و به اتفاق موهایی/ که صرفن زیبا نیست

و ناراحت هم نمی شود که

                                  "همین چند سال اضافه ات را دوست دارم"

صدای پای ممتدی ست

در شهریور که کش می آید

تا اشتیاق خیابانی از نوعکاس خودم

***

راحت تر اگر بگویم

تمنای سبز ناگهان

از اجبار سوت قرمز بلندی بود

که نگهبان رنگی چراغ چهار راه کشیده بود

مانند طرح سیمای زنی

به اتفاق موهایی/ که صرفن زیبا نیست

[ دوم شخص مجهول روایت خود را داشت]

مانند خطوط غارهای نوسنگی

مانند دست های معصوم پیکاسو.

 

 

پست بعدی: خوشگلیسم سیاسی.