برای چشم های غمگین ناشا
زن به روایت دوم شخص مجهول
خیابانی که معنا می کند/همه جاده های جهان را
و به اتفاق موهایی/ که صرفن زیبا نیست
و ناراحت هم نمی شود که
"همین چند سال اضافه ات را دوست دارم"
صدای پای ممتدی ست
در شهریور که کش می آید
تا اشتیاق خیابانی از نو
***
راحت تر اگر بگویم
تمنای سبز ناگهان
از اجبار سوت قرمز بلندی بود
که نگهبان رنگی چراغ چهار راه کشیده بود
مانند طرح سیمای زنی
به اتفاق موهایی/ که صرفن زیبا نیست
[ دوم شخص مجهول روایت خود را داشت]
مانند خطوط غارهای نوسنگی
مانند دست های معصوم پیکاسو.
پست بعدی: خوشگلیسم سیاسی.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۴ ساعت 9:24 AM توسط رامين سلطانی
|