راستش هر طور که فکر می کنم در مورد کانون نویسندگان ایران به هیچ نتیجه مشخص و غیر مشخصی نمی رسم. یا من نویسنده نیستم یا در کارکرد این کانون ایراداتی وجود دارد. اولین ایراد من به این تشکل به نحوه زاویه گیری کانون نسبت به نویسندگان خارج از این تشکل است. به نظر می رسد اعضای این تشکل دیگران نویسنده نمی شناسند. ایراد دوم به زاویه بندی این تشکل نسبت به مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی است. تفکر و زاویه دید این تشکل از ابتدا به نوعی دچار اعوجاج سوسیالیستی بوده است و هنوز می توان آشفتگی های فکری آل احمد را در ذات این تشکل مشاهده کرد. ایراد سوم این که بالاخره این تشکل صنفی است، سیاسی است یا هرچیز دیگر هنوز بر بنده معلوم نیست.

لطفن یک نفر بنده را ارشاد کند تا بی سواد از دنیا نروم.