1. چند روزي اصلاً حال درستي نداشتم. يكجور دلگيري،‌پريشاني، بي قراري، آرامشم را ربوده بود. شب عاشورا ديگر قرار نگرفتم و بلند شدم رفتم خيابان تا در يكي از دسته‌هاي عزاداري شايد كمي سبك شوم. فايده نداشت . بسكه صحنه ها و صحبتهاي نامتجانس و نامانوس ديدم و شنيدم. سر راه يكي از دوستان را ديدم و او كشيدم به حرف در مورد نظريه خودكامگي تاريخي ايراني كاتوزيان و مفصل بحث كرديم. ولي هيچ افاقه نكرد. بدتر و پريشانتر برگشتم به خانه و هيچ.تزييني است
  2. صبح عاشورا رفتيم روستاي ارمغانخانه براي ديدن تعزيه و شبيه خواني معروف اين روستا در 33 كيلومتري جاده اردبيل در شمالغرب زنجان. سرماي هوا و گل و لاي امان همه را بريده بود. مطمئناً اگر نبود روز عاشورا و نام و ياد امام حسين هيچ بني بشري در ارمغانخانه حاضر نمي‌شد. جمعيت بسيار زيادي آمده بودند از زنجان و روستاهاي اطراف. وسط تعزيه ناصر محمدي عكاس را ديدم. گفت عكس هاي خوبي گرفته و توصيه كرد مطلب درستي بنويسم. خودم هم تصميم دارم تا ببينيم چه شود.
  3. سابقه تعزيه د راين روستا به بيش از 200 سال برميگردد. سابق بر اين تعزيه در يك قلعه بزرگ گلي انجام مي‌شده. نتوانستم كسي را پيدا كنم كه اطلاعات بيشتر و درست تري در اختيارم بگذارد. چند سالي است در جاي قلعه هاي چهارگانه سابق حسينيه مانندي ساخته‌اند مخصوص مراسم تعزيه كه تقريباً شكل استاديوم است در دو طبقه بدون سقف و در وسط سايبان مانندي قرار دارد. با اسب دور اين سايبان مانند مي‌چرخند و مي‌خوانند. از حق نگذريم همه عالي مي‌خواندند مخصوصاً پيرمردي كه از جانب امام حسين مي‌خواند و جواني كه با يك اسب سياه خيلي بزرگ آمد و سر ظهر اذان گفت. تنومند بود و در نقش عباس بن علي مي‌خواند.
  4. تعزيه و عزاداري به هر زبان غير از زبان تركي اصلاً به من نمي‌چسبد.
  5. گفتم زبان تركي يادم افتاد يك روز سر كلاس فلسفه پسوند فاميل دختري را با صداي بلند گفتم. دخترك لهجه اصفهاني داشت. اعتراض كرد. گفتم هركس لهجه و شهرتش پسوند نداشته باشد اصالت ندارد ( نداشتن پسوند شامل خودم هم مي‌شود، لهجه را نمي‌دانم) . هنوز بر آن عقيده‌ام.
  6. امروز عصر مسجد زينبيه دسته عزاداري داشت با مداحي حاج غلامرضا عيني فرد. خوب بود ولي شكوه حسينيه را نداشت. در دسته عزاداري حسينيه بيش از 50 هزار نفر جانانه سينه مي‌زدند.
  7. ياد محرم سال 68 بخير در اروميه.

۸- وبلاگ الپر را بخوانيد. ضرر نمي‌كنيد.