زمان موجود در یک عکس یک زمان ایستاست و تغییر نمی کند. عکس اما فقط به زمان حال تعلق دارد. زمان حال چه زمانی ست؟ آیا وجو دارد؟ به عقیده فلاسفه در هر آن که راجع به حال صحبت می کنیم، آن حال به گذشته پیوسته است.

در عکاسی باید بتوان زمان حال را دید و نیز باید انسان زمان حال بود و این یعنی اشراف داشتن بر زمان حال و تعقل کردن در مورد زمان حال. انسان ها در 3 زمان و ترکیب آنها زندگی می کنند. انسان ناچار است به دیروز و فردا فکر کند ولی در زمان حال به این دو زمان می اندیشد. عکاس نمی تواند در سه زمان زیست کند و باید بیاموزد که صرفن در زمان حال زندگی کند. برای سیر در زمان حال و شناخت آن باید توجه کرد که دیدن چگونه شکل می گیرد. انسان در واقع با چشم نمی بیند چشم فقط کد صادر می کند . شکل را می بیند ولی نمی تواند آن را معنا کند. چشم شکل را به عنوان یک کد می بیند. مغز اقدام به معنا کردن اشیا می نماید. دیدن با دانستن به وجود می آید. حیرت زمانی به وجود می آید که مغز نتواند کدی را که چشم از اشیا مخابره می کند ، معنا نماید و بشناسد. بنابراین وقتی کسی نابیناست چشم قادر به ارسال کد به مغز نیست.

هرچه زمان عکس گرفتن با دیدن عکس بیشتر باشد ارزش عکس بیشتر می شود.

یک اثر هنری باید از فیلتر زمان بگذرد تا تبدیل به شاهکار شود.