برف
هفته قبل مطلبی نوشتم در صفحه اجتماعی نشریه به خاطر شب یلدا تحت عنوان برف و گله از روزگار که برف نمی آید و غیره. از دیروز چنان برفی در شهر ما آمده و می آید که همه مانده ایم حیران. دیروز بعد از اتمام برنامه بزرگداشت ویرجینیا وولف در تالار ناصری خانه هنرمندان ایران با سرعت آمدم ترمینال که زودتر بیایم و الخ. نشان به آن نشان که ساعت ۱۰ و نیم به زور راهی شدیم به امید اینکه زودتر برسیم. من البته اطلاع داشتم که هوای زنجان برفی است. تا قزوین خبری نبود ولی از آن به بعد هوا کاملن دگرگون شد و ما بعد از کلی دنگ و فنگ ساعت ۴ و ۲ دقیقه صبح رسیدیم شهر و دیدیم که بعله برفه آمده است و چه آمدنی. دیشب قریب ۴۰۰۰ مسافر شب را در مساجد حسینیه و امامزاده به صبح رسانده اند. راننده تاکسی که مرا به خانه می آورد گفت اکنون مسافرین را می برند مسجد قبا در شهرک کارمندان.
۲۸ بهمن سال ۷۸ و در اوج انتخابات مجلس ششم چنان شبی را در جاده طارم گذرانیدم . از زمین و هوا برف می بارید و ما راه ۱ ساعته را در ۴ ساعت پیمودیم. اهل فن البته تفاوت جاده تهران با جاده طارم را می دانند. خیلی ها هستند که روز هم نمی توانند در این جاده بغل دست راننده بنشینند. من آن شب البته راننده نبودم.