آنها می توانستند تمام بعد از ظهر را روی گلیم خوش نقش قدیمی دراز بکشند. می توانستند زیر کولر یک بعد از ظهر داغ تابستان را به یک غروب خنک پیوند بزنند. می توانستند کنار دیوار بنشینند زیر سایه تا آفتاب ارام آرام تصمیم به تنها گذاشتن زمین بگیرد. می توانستند از قمقمه نیمه پر یک جرعه اب نیمه گرم بنوشند. می توانستند کولر ماشین را زیاد کنند و صدای سی دی را که آهنگ جدید امینم را پخش می کرد. می توتنستند داس های شان را به نشانه پیروزی بالا بیاورند به محاذات شانه های شان و مزرعه نیمه تمام را بنگرند. می توانستند....