آکواریوم
این هفته هیچیک از کلاس ها رو نرفتم. خیلی حیف شد. یادش بخیر ترم هشتم لیسانس که هیچ کلاسی را نرفتم تا پایان ترم. روز یکشنبه هم نمی توانم بروم چن کردستانم تا سه شنبه. از دست دادن کلاس عکاسی بهمن جلالی و خبرنویسی دکتر توکلی و حقوق مطبوعات استاد کامبیز نوروزی ضایعه ای عظیم است . راستش از حوصله این آدم شگفت زده می شوم وقتی در مقابل پرت ترین پرسش ها هم قرار می گیرد که لج مرا سر کلاس در می آورد باز با حوصله بهترین جواب را می دهد. خدا گوشه ای از دانس این مرد را نصیب من هم بکند.
آکواریوم را چند بار در طول ۲۴ ساعت گذشته دیدم. ایرج قادری هیچ فرقی با روزهای پشت و خنجر نکرده است فقط فضا ها مدرن شده اند وگرنه شعارها همان هستند و دیالوگ ها نیز مهر و مارک ایرج قادری را دارند. سکانس تک گویی پونه کنار بستر جاوید وقتی در حال ترک مواد است را یک بار دیگر مرور کنید یا سکانس صحبت مهناز افشار را با جاوید در خرابه و بعد از آن آوردن شیلا خداداد در مقابل چشم های امین حیایی مقایسه شود با سکانسی که در پشت و خنجر شورانگیز خود ایرج را ترک می دهد و پوری بنایی را برای تحریک حس غیرت ایرج در مقابلش قرار می دهد. بهترین سکانس آکواریوم دیالوگ ایرج قادری با نوذری سر میز اختصاصی صاحب بیک. به نظرم نقطه قوت فیلم ایرج قادری در همین سکانس است که گذشته به آینده وصل می شود با دست خالی ایرج که زیر میز پنهان است و گردن کلفت مدرن را میخکوب می کند و نشان می دهد که صحنه عوض نشده منطق و مناسبات بر همان منوال قدیم است.