در هر کجای جهان که ایستاده باشی من ترا دوست دارم. تو در هر کجای جهان که نوشته باشی دوست داشتن ممنوع نیست من ترا دوست دارم. تو هیچ وقت نایستاده ای که جهان بنویسدت، می نویسی که جهان را ایستاده باشی. و کوچه های جهان همیشه شکل هم اند وقتی که صد قدم نرفته پیچ می خورند و پیچ در امتداد کوچه می شکند و من ترا دوست دارم که ایستاده ای در کوچه ای، در امتداد سکوت بدوی کوچه ای که ناگزیر پیچ می شود، تاب می خورد، من ترا دوست دارم که خود جهانی  و جهان تفسیری از چشم های گرم توست که آواز می شود.