الف) صداي نرم شيخ صالح از بلندگوها بيرون مي‌جهد، از روي سر جماعت عبور مي‌كند، و در ورودي مسجد همانجا كه بستگان نزديك ميت با لباسهاي سياه، گاه با چشمهاي سرخ و دو دست بر هم نهاده، ايستاده‌اند و جماعت را بدرقه مي‌كنند، بر سر و روي تازه واردين آوار مي‌شود. اين شيخ را حداقل 23 سال است مي‌شناسم. از روزي كه سر كوچه‌اي كه خانه دايي‌ام هم در آن كوچه بود‌، بقالي باز كرد. قبل از انقلابش را نديده‌ام. مي‌گويند شيخ بوده و در سلك روحانيت و 20 و چند سال است لباس روحانيت بر تن نمي‌كند اما هنوزاهنوز شيخ صالح است و شهره عام و خاص شهر، در هر مسجدي كه صداي او به گوش برسد حتماً براي ميت سرشناسي مراسم گرفته‌اند، شيخ تنها مي‌خواند، دلسوز و دلنشين، قرآن را روي دستگاه‌هاي موسيقي ايراني تلاوت مي‌كند البته با تعداد بسيار اندك تحرير و اگر براي دل خودش بخواند حكماً شنونده را مسحور مي‌كند. او نماد مجالس ترحيم در خانواده‌هايي‌ست كه مجلس‌شان را دست جوانها نمي‌دهند. همين ها كه در يك مغازه در حوالي ميدان ارك و در يك گروه عزاداري فعاليت مي‌كنند و همه جوان هستند و لاجرم تازه كار به زعم بسياري. شيخ نماد عزاداري براي اموات است در زنجان و البته دستمزدش بالاتر از همه قرآن خوانها. براي هيچكس هم تبليغ و دعا نمي‌كند، قرآن را تلاوت مي‌كند،‌كلاه پوستش را مي‌گذارد سرش،‌بعد از پايان مراسم دم در پاكت دربسته بزرگ را مي‌گيرد،‌ آرام مي‌پرسد كم كه نيست؟‌ مطمئن كه شد يك مرحمت عالي مزيد مي‌گويد و آرام دور مي‌شود. يك مجلس ختم آبرومند به پايان رسيده‌ است.

ب) پنجشنبه ها عصر مقصد بسياري از مردان اهل اين شهر از چند روز قبل معلوم است. يك ،‌ دو يا در برخي موارد حتا سه و چهار مسجد براي فاتحه خواني. بنابراين اولاً مساجد شهر در آن هنگام غلغله است ثانياً در بسياري موارد در آن واحد براي دو يا سه نفر به صورت همزمان مجلس ختم برگزار مي‌شود. دو مراسم در مسجد و يك مراسم در خانه. اين مراسم كه شب برگزار مي‌شود در همان شب اول درگذشت منعقد مي‌گردد، يك مراسم در شب سوم و يك مراسم در شب هفت و هر دو در مسجد. زنان در شبستان و مردان در صحن، با قرآن خوان و مداح مشترك. براي شب هفت، قبر ميت كاملاً آماده مي‌شود و با توجه به جايگاه و پايگاه اجتماعي ميت، ساختار و ساختمان و سنگ و رنگ سنگ و نوشته سنگ و غيره توسط وراث انتخاب و كار مي‌شود. بعد از پايان مراسم شب هفت كه آخرين سوره قرائت شده در آن سوره الرحمن است،‌ خانواده ميت در قبرستان مراسم ديگري بر سر مزار ترتيب مي‌دهند و يك مداح، مداحي جانانه‌اي مي‌كند. در حضور اقوام و دوستان و همسايگان،‌ خانواده ميت به صورت رسمي از ميت خداحافظي مي‌كنند و مراسم پايان مي‌پذيرد، شب شامي براي احسان ميت در منزل يا يكي از رستورانهاي شهر( شام در منزل تقريباً منسوخ شده) داده مي‌شود و در ايام بعد مراسم نوعيد و چهلم و در نهايت سالگرد. و يك فرهنگ و يك سنت به حيات خود ادامه مي‌دهد. بسياري ناراحتي‌ها و كينه‌ها از همين مراسم مذهبي شكل مي‌گيرد،‌ بسياري ازدواجها حاصل همين مراسم است، بسياري ناراحتي ها با شركت چند دقيقه‌اي در همين مراسم به فراموشي سپرده مي‌شود. شيخ صالح را اما هيچكس در قبرستان نديده است. قبرستان افراد خاص خود را دارد.

اگر تمايل داشته باشيد بيشتر با سنت مراسم ختم اموات در شهر ما آشنا شويد زياد عجله نكنيد كه گفته‌اند كار شيطان ملعون است،‌ چند شماره اين پست را بخوانيد احتمالاً خيلي پشيمان نخواهيد شد.