کجا ماندید؟
غائله کاریکاتور روزنامه ایران و پیامد آن در استانها و شهرهای ترک نشین کشور را از هر زاویه( مخالف یا موافق) که نگاه کنیم از دیدگاه روزنامه نگارانه به یک نتیجه خواهیم رسید: این واقعه فعلن یکی از مهمترین اخبار کشور با ارزش خبری بسیار بالاست. انشاء الله حکایت کوی دانشگاه از یادها نرفته و اینکه همه معترف بودند اگر روزنامه های اصلاح طلب آن زمان نبودند مردم خبردار نمی شدند که چه بر سر دانشجویان آمد. اطلاع رسانی وسیع و گسترده و وحشتناک روزنامه ها بازتاب جهانی یافت و جلوی فجایع بزرگتر را گرفت. آنچه در شهرهای ترک نشین و ترک زبان اتفاق افتاده ( به هر دلیل موجه یا ناموجه٬ درست یا غلط ) آیا به اندازه وقایع کوی دانشگاه ارزش خبری ندارد؟ خبرنگاران و روزنامه نگاران و سیاسیون و اصلاح طلبان و ریش سفیدان چرا به میان مردم شمالغرب کشور نمی آیند؟ چرا روزنامه ها از پوشش دادن وقایع طفره می روند؟ چرا کسی نمی خواهد مردم را آرام کند؟ چرا همه دلشان را خوش کرده اند به اینکه بگویند حق با مردم است البته اگر عناصر افراطی و کسانی که از خارج دستور می گیرند بگذارند! چرا کسی نمی گوید حکایت از روزنامه ایران و کاریکاتور و مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر فراتر رفته است و تبدیل به باز شدن عقده های یک عمر مسخره کردن ملیتها شده؟ چرا کسی نمی گوید از این اتفاقات فقط افراطیون هر دو دسته دارند سود می برند؟ روزنامه نگارانی که برای یک شب زندانی شدن کاظم شکری از روزنامه سلام عکس بچه چندماهه او را در روزنامه چاپ کردند و نوشتند در انتظار پدر٬ توجهی نمی کنند که مردم ترک زبان کشور ناراحتند و انتظار دارند روزنامه ها بنویسند که بابا مردم ایران باور کنید ما تجزیه طلب نیستیم. باور کنید ما دوستدار بلوا نیستیم. روزنامه نگاران خبرنگاران چرا نمی آیید ۴ استان ترک نشین کشور را ببینید و با چشم خود ملاحظه کنید که در این استانها هنوز راه درستو حسابی وجود ندارد؟ چرا کسی بررسی نمی کند ببیند چرا ترکها از شهر و دیار و روستای خود مهاجرت می کنند و می روند در استانهای مرکزی کار کنند؟ چرا کسی نمی گوید معدن کاران زنجان باید بروند دارند می روند یزد کار کنند در مقابل معدن انگوران به اصفهانی ها واگذار شده؟
آقایان و خانم های خبرنگار که برای آزادی مانا نیستانی وبلاگ تشکیل داده اید فکر می کنید مردم با او دشمن هستند؟ این مردم نه تجزیه طلب اند نه دشمن روزنامه نگاران اینها فقط تشنه عدالتند. بی عملی و عدم تعهد حرفه ای شما روزنامه نگاران و خبرنگاران است که کهاین مردم و روزنامه نگاران را در مقابل هم قرار داده. رضاخان پهلوی برای اینکه ریشه مشروطه را که تبریز و آذربایجان بود بخشکاند اجحاف بر این منطقه را آغاز کرد شما با بی توجهی آنرا تشدید نکنید. اینقدر در وبلاگ ها از موضع بالا و روشنفکرانه برخورد نکنید. باور کنید اگر اطلاع رسانی درست صورت نگیرد دود این واقعه فقط و فقط به چشم عاقلان و باسوادان و روشنفکران قومی خواهد رفت وگرنه کیست که نداند روزنامه ایران فلان روزنامه دوم خردادی نیست که ۶ سال توقیف موقت بماند. این روزنامه چندی دیگر با روش و سیاست دیگر منتشر خواهد شد با نام ایران هم منتشر خواهد شد.از صدر تا ذیل گناه را انداختند گردن مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر و کسی نپرسید پس سردبیر کل و مدیر مسئول روزنامه ایران کجا بودند وقتی آن مطلب کذایی بر روی صفحه قرار می گرفت؟ آهای مطبوعاتی دارد در جامعه به هرنحو ممکن سیمای روزنامه ها و روزنامه نگاران تخریب می شود و شما دست روی دست گذاشته اید و پشت سر هم می گویید شائبه اهانت وجود دارد. بحث اهانت به پایان رسیده و موضوعات جدیدی سربر آورده اند شما ها کجا مانده اید؟